الشيخ عباس القمي
68
وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )
و در اين روز ، سنهء 2 ، واقعهء بدر اتفاق افتاد « 1 » و مسلمانان سيصد و سيزده نفر بودند و مشركين نهصد و بيست تن و از مشركين هفتاد نفر اسير شدند و هفتاد نفر كشته شدند كه از جمله رؤساى ايشان : عُتبه ، شَيْبه ، وليد ، عاص بن سعيد ، زَمعة بن الأسود و نوفل بوده و بيشتر ايشان به شمشير امير المؤمنين عليه السلام به دركات جحيم شتافتند و چون جنگ بر طرف شد و فتح براى حضرت رسول صلى الله عليه و آله واقع شد ، حضرت فرمود : كيست كه از ابوجهل خبرى آورد . عبدالله بن مسعود گفت : يا رسول الله ، من حاضرم و برخاست و در ميان كشتگان قريش فحص كرد . ابوجهل را ديد كه مجروح بر روى خاك افتاده . عبدالله پا بر گردن او نهاد و بر سينهء وى نشست و موى زَنَخ او را بكشيد و گفت : « الحَمدُ لِلّهِ الذي أخزاك » . ابوجهل گفت : اى شبانكِ گوسفند ، بر جاى بلندى بر آمدى ! بگو فتح با كيست ؟ گفت : فتح ، خداى و رسول راست . هم اكنون سرت از تن دور كنم . ابوجهل بعد از كلماتى گفت : سر من را از پايين گردن جدا كن تا بزرگ و مهيب بنمايد در چشم محمّد ، و به او بگو كه من پيوسته با تو دشمن بودم و امروز عداوتم سختتر است . عبدالله گفت : من لختى از اعضاى سرت را به گردن خواهم افزود تا از همهء سرها حقيرتر و خردتر بنمايد . پس شمشير كشيد تا كار او را تمام نمايد . شمشيرش را حدّت نبود . لاجرم تيغ ابوجهل را بركشيد و سرش را بر گرفت و به نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آورد و در خاك افكند . حضرت در او تأمّل فرمود و حمد خداى به جاى آورد . و در اين روز ، محمد بن مسلم فقيه مدنى تابعى معروف به زُهْري - به ضمّ زاى و سكون ها - وفات كرد « 2 » و جدّ او عبدالله بن شهاب بن زهره در بدر با مشركين بوده .
--> ( 1 ) . زاد المعاد ، ص 179 ( 2 ) . وفيات الأعيان ، ج 4 ، ص 178 ، ش 563 . ابن خلكان سال وفات او را 123 ، 124 و 125 نيز روايت كرده است